جایگاه ارزیابی کنترل‌های داخلی در حسابرسی موفق دستگاه‌های اجرایی دولتی از دیدگاه حسابرسان دیوان محاسبات

قسمتی از متن پایان نامه :

2-7- ارزیابی سیستم کنترل داخلی توسط حسابرسان:

شناخت حسابرس از سیستم کنترل داخلی صاحب­کار، مبنایی را برای موارد زیر فراهم می­آورد:

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • برنامه ریزی (شناخت اولیه)
  • برآورد احتمال خطر کنترل (شناخت نهایی)

حسابرس بر اساس دومین استاندارد اجرای عملیات حسابرسی می­بایست برای برنامه ریزی حسابرسی و تعیین نوع، زمان­بندی و اندازه آزمون­هایی که بایستی اجرا گردد، شناختی کافی از ساختار کنترل داخلی کسب نماید.

شناخت حسابرسان از سیستم کنترل داخلی صاحبکار خود، مبنایی را هم برای  برنامه ریزی حسابرسی و هم برای  برآورد احتمال خطر کنترل فراهم می­آورد.

در برنامه ریزی حسابرسی، شناخت کافی از محیط کنترلی، سیستم حسابداری و روش­های کنترل صاحب­کار برای حسابرسان ضروری می باشد. این شناخت، هم شامل طراحی رویه­ها، روش­ها و مدارک و هم آگاهی از اعمال شدن یا نشدن آنهاست. حسابرسان با داشتن این شناخت می‌ توانند (1) انواع بالقوه تحریف­های صورت­های مالی را شناسایی کنند و (2) آزمون­های محتوای موثرتری را برای رسیدگی به اقلام صورت­های مالی طراحی کنند. تصور آزمون اقلام صورت­های مالی، بدون شناخت از ساختار کنترلی دشوار می باشد. برای مثال، حسابرسانی که شناختی از سیاست­ها و روش­های اجرا و ثبت فروش­های نسیه صاحب­کار خود ندارند در اثبات مانده حساب­های دریافتنی و فروش با مشکل روبرو می‌ شوند.

شناخت حسابرسان از ساختار کنترل داخلی، مبنایی را نیز برای برآورد احتمال خطر کنترل، یعنی احتمال این خطر که سیستم کنترل داخلی صاحب­کار از رخداد تحریف­ها پیش­گیری یا آنها را کشف نکند، جهت حسابرسان فراهم می­آورد. چنانچه حسابرسان به این نتیجه برسند که سیستم کنترل داخلی صاحب­کار موثر می باشد، احتمال خطر کنترل را در سطح “پایین” تعیین خواهند نمود. بدین ترتیب، حسابرسان می­توانند احتمال خطر عدم کشف زیادتری را بپذیرند و در نتیجه، آزمون­های محتوا می­تواند کاهش یابد. بر عکس، در جایی که سیستم کنترل داخلی ضعیف می باشد، احتمال خطر کنترل “زیاد” می­باشد و حسابرسان برای کاستن از احتمال خطر عدم کشف بایستی بر اندازه آزمون­های محتوای خود بی­افزایند. بدین ترتیب، شناخت حسابرسان از سیستم کنترل داخلی، عامل عمده­ای در تعیین نوع، زمان­بندی و اندازه آزمون­های محتوای لازم برای اثبات اقلام صورت­های مالی می باشد.

از آنجا که یک سیستم کنترل داخلی مناسب، تأثیر عمده­ای در رسیدگی­های حسابرسان دارد، این پرسش پیش می­آید که اگر کنترل­های داخلی به گونه­ای جدی نارسا باشد، حسابرسان چه بایستی بکنند؟ چنانچه حسابرسان، احتمال خطر کنترل را در شرکتی بسیار ” زیاد” ببینند، آیا می‌ توانند رسیدگی­های خود را به گونه­ای رضایت بخش انجام دهند و نسبت به مطلوبیت ارائه صورت­های مالی به درستی اظهار نظر کنند؟ پاسخ مثبت به این سؤال بسته به این می باشد که حسابرسان، احتمال خطر ذاتی را در حد رضایت بخشی بیابند که بتوانند آزمون­های محتوا را برای کاهش احتمال خطر حسابرسی تا یک سطح قابل قبول، طراحی کنند. حسابرسان واحدهای کوچک اغلب برای محدود کردن احتمال خطر عدم کشف، بیشتر از راه آزمون­های محتوای اقلام صورت­های مالی بهره گیری می­کنند تا بر آزمون­های کنترل­های داخلی متکی باشند.

2-7-1- مراحل ارزیابی ساختار کنترل داخلی صاحبکار توسط حسابرسان به تبیین زیر می باشد:

1.کسب شناختی کافی از سیستم کنترل داخلی

  1. برآورد خطر کنترل اولیه و طراحی آزمون­های اثربخشی کنترل­ها (آزمون رعایت).
  2. اجرای آزمون­های اثربخشی کنترل­ها.
  3. برآورد خطر کنترل نهایی و تعیین نوع و ماهیت، زمان­بندی اجرا و حدود روش­های حسابرسی(آزمون محتوا) (نوروش و مهرانی1393، 245).

2-7-1-1- کسب شناختی کافی از سیستم کنترل داخلی:

حسابرسان در هر حسابرسی بایستی شناختی از ساختار کنترل داخلی واحد امور رسیدگی بدست آورند که برای برنامه ریزی حسابرسی، کافی باشد و این، شامل کسب شناختی از محیط کنترلی، سیستم حسابداری و روش­های کنترل می باشد.

محیط کنترلی حسابرسان برای کسب شناخت از نحوه برخورد مدیریت و هیات مدیره واحد مورد رسیدگی با محیط کنترلی، دانش آنان از محیط کنترلی و اقداماتی که در مورد آن انجام می­دهند بایستی آگاهی کافی بدست آورند. مهم آن می باشد که حسابرسان به جای در نظر داشتن شکل کنترل­ها، ماهیت آنها را در نظر بگیرند، برای مثال، یک سیستم گزارشات بودجه­ای ممکن می باشد گزارش­هایی را تهیه کند، اما مدیریت واحد تجاری تجزیه و تحلیل نکند و در اقدام، از آن بهره گیری ننماید.

سیستم حسابداری، حسابرسان برای شناختن سیستم حسابداری بایستی آغاز انواع عمده معاملاتی را بشناسند که واحد تجاری انجام می­دهد. سپس، حسابرسان بایستی نحوه انجام شده معاملات، شامل (1) چگونگی شروع این معاملات، (2) مدارک حسابداری مربوط و (3) نحوه پذیرش این معاملات، آشنا شوند. سرانجام حسابرسان بایستی روش گزارش­گری مورد بهره گیری برای تهیه صورت­های مالی، شامل نحوه افشا و تعیین برآوردهای حسابداری را دریابند.

روش­های کنترل حسابرسان در حین کسب شناخت از محیط کنترلی و سیستم حسابداری، عموماً اطلاعاتی را درمورد جزییات روش­های کنترل بدست خواهند آورد؛ برای مثال، ضمن کسب اطلاعات درمورد مدارک مربوط به وجوه نقد، حسابرسان احتمالاً پی می­برند که صورت مغایرت بانک تهیه می­گردد یا خیر. حسابرسان بایستی نسبت به لزوم صرف وقت اضافی برای کسب اطلاعات درمورد سایر روش­های کنترل نیز تصمیم بگیرند.حسابرسان هنگام کسب شناخت از سیستم حسابداری صاحبکار و روش­های کنترل مربوط به آن، تقسیم کل سیستم به چرخه­های معاملات را عموماً مفید خواهند پیدا نمود. واژه چرخه معاملات به معنای رویه­ها و ترتیب اجرای روش­های پردازش هر نوع بخصوص معاملات می باشد.

چرخه­های معاملات در هر شرکت به نوع و ماهیت فعالیت­های تجاری آن بستگی دارد. برای مثال، یک بانک چرخه تولید ندارد، اما هم چرخه وام و اعتبار و هم چرخه سپرده­های دیداری دارد. همچنین حسابرسان مختلف ممکن می باشد چرخه­های معاملات یک شرکت را به گونه­های متفاوتی تعیین کنند؛ برای مثال، چرخه فروش و وصول می‌ تواند به چرخه­های جداگانه (1) پردازش و ثبت فروش­های نسیه و (2) دریافت و ثبت وجوه نقد تقسیم گردد. نکته اساسی در تقسیم کل سیستم کنترل داخلی به چرخه­های معاملات این می باشد که حسابرسان بدین ترتیب می­توانند توجه خود را بر آن دسته از کنترل­های داخلی متمرکز کنند که بر قابلیت اتکای اقلام خاصی از صورت­های مالی اثر دارد(ارباب سلیمانی وهمکاران ،1390).

2-7-1-2- روش­های برآورد خطر:

حسابرس برای کسب شناخت از واحد مورد رسیدگی و محیط آن، شامل کنترل­های داخلی، بایستی روش­های برآورد خطر زیر را اجرا کند:

  • پرس­وجو از مدیریت و سایر کارکنان واحد مورد رسیدگی
  • روش­های تحلیلی
  • نظاره و وارسی

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف مشخص پژوهش:

هدف اصلی

با در نظر داشتن اظهار مساله، هدف اصلی این پژوهش شناخت جایگاه ارزیابی کنترل­های داخلی در حسابرسی موفق دستگاه­های اجرایی دولتی از دیدگاه حسابرسان دیوان محاسبات و نیز نشان دادن اهمیت جایگاه ارزیابی کنترل­های داخلی برای انجام حسابرسی موفق در بخش عمومی‌ می­ باشد.

اهداف فرعی:

الف- شناخت تأثیر ارزیابی محیط کنترلی بر حسابرسی موفق دستگاه­های اجرایی توسط دیوان محاسبات .

ب- شناخت تأثیر ارزیابی ریسک بر حسابرسی موفق دستگاه­های اجرایی توسط دیوان محاسبات.

ج- شناخت تأثیر ارزیابی فعالیت­های کنترلی و اطلاعات و ارتباطات بر حسابرسی موفق دستگاه­ های اجرایی توسط دیوان محاسبات .

د- شناخت تأثیر ارزیابی نظارت بر حسابرسی موفق دستگاه­های اجرایی توسط دیوان محاسبات .

نتایج این مطالعه می­تواند برای استاندارد گذاران بخش دولتی و نیز مدیران ارشد دیوان محاسبات کشور مورد بهره گیری قرار گیرد و هم­زمانی این پژوهش با تدوین دستورالعمل ارزیابی کنترل‌های داخلی در دیوان محاسبات کشور فرصت خوبی را فراهم می­کند تا از نتایج آن به گونه­ای مناسب بهره گیری گردد.

پایان نامه - تز - رشته حسابداری